ميرزا محمد على وفا زواره اى

340

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

جز آنكه در اصفهان ، انواع علوم زمان را تحصيل كرده و در شعر و به‌ويژه مادّه تاريخ و نيز خط ، پرآوازه شد . برخى از ماده تاريخ‌هاى آثار هنرى مسجد سيّد و ساير بناهاى اصفهان ، حتى گاهى با خط ، از اوست . معروف‌ترين اثر خط او سنگ مزار شيخ محمّد تقى ايوان‌كيفى در مادر شاهزاده است . معلّم حبيب‌آبادى ذيل نام او مىگويد : « ديوانى از وى باقى مانده بود . . . هرگاه شرح احوال او را خواهند به كتاب « شمس التّواريخ » كه از مصنّفات مرحوم ميرزا عبد الوهّاب قطرهء سامانى است و نيز به كتاب « كنز الدّرر » كه مجموعه‌اى است ، از شعراى سخن‌گستر رجوع فرمايند . » صاحب حديقة الشّعرا نيز اطلاعات گفته شده را با مقدارى از اشعار ضيا آورده است . محقق معاصر - سيّد محمّد على روضاتى - در تعليقه سخن معلّم مىنويسد : « خدايش - سيّد احمد ديوان‌بيگى را - بيامرزد كه نام چنين هنرمندى را با نوشتن آن سطور مخلّد كرد . و الا نه از شمس التواريخ و كنز الدّرر نشانى هست و نه از ديوان ضيا » . البتّه هر سه نسخه هم‌اكنون موجود است . محقّق روضاتى سپس اطلاعات ديگرى در مورد منابع حيات ضيا به دست مىدهد كه اجمال آن‌ها چنين است : 1 - همين تذكرهء مآثر الباقريّه 2 - مدايح معتمديه بهار ( ر ك : تعليقهء ش 120 ) 3 - مدايح المعتمدى ملا على اورگانى لنجانى ( ص 144 ) 4 - تذكرهء شعراى اصفهان ( شرح حال هجده شاعر قاجار از جمله ضيا ) 5 - معلم حبيب‌آبادى در نسخهء اصل كتاب أمالى ( ص 47 ) كه نوشته : « محمّد حسين بن محمّد اسماعيل كه در تعزيه مرحوم حاجى ميرزا على نقى زنجانى اشعارى دارد » . 6 - كتاب « دانشمندان و بزرگان اصفهان » ( ص 393 ) كه به غير از اطلاعات فوق ، او را از اساتيد فنّ خط در قرن سيزدهم مىداند و خط سنگ قبر مادر شاهزاده ( در تكيه مادر شازدهء اصفهان ) را از او مىداند » . اين قول ناصواب است و فقط شعر آن از ضياست و خط بىبديلش كه يكى از شاهكارهاى قرن سيزدهم در خوشنويسى است ، يادگار استاد محمّد باقر سمسورى ( ر ك : تعليقهء ش 306 ) است البتّه اين كشف زياد مشكلى نيست چون امضاى محمّد باقر در زير آن گوياست و ظاهرا بار نخست مرحوم استاد همايى ( مقدّمه ديوان طرب ، ص 88 ) متذكر قبر شيح محمّد تقى نجفى صاحب هداية المسترشدين است كه شعر و خطّ آن هر دو اثر ضياست با اين مطلع : آه كه در بزم دهر ، ساقى ايّام ريخت * زهر اجل از جفا ، فخر جهان را به جام شايد همين مجاورت ، برخى را به غلط انداخته كه خط عديم النظير سمسورى را نيز از ضيا بدانند . مطلع شعر سنگ مادر شاهزاده چنين است :